دانش و آگاهی عباس(ع)

شاهی به دو صد عزّت و اجلال آید با شوکت و فرّ و جاه و اقبال آید
امروز حسین آید و فردا عباس خورشید ز پیش و مَه زدنبال آید

شاهی به دو صد عزّت و اجلال آید با شوکت و فرّ و جاه و اقبال آید
امروز حسین آید و فردا عباس خورشید ز پیش و مَه زدنبال آید
تشنه بودم. لبانم چون پوست خرمای خشکیده بود. ما - مردان سپاه کوچک حسین - همه این چنین بودیم. دیرزمانی بود که آب مشکها را بین کودکان و مادران شیرده، تقسیم کرده بودیم. عباس بن علی در این کار از همه سبقت گرفته بود. اکنون چشمانش بی رمق و صدایش گرفته بود. بی شک تشنگی، بیش از همه ما بر کام او نیش می زد. ....
ابوالفضل العباس(ع) اسوه ادب و دلاوری

علمدار کربلا
دلاور کربلا
سقای دشت کربلا
سردار کربلا

قمربنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس (ع)

دررثاء حضرت ابوالفضل العباس (ع)

.... حضرت ابوالفضل العباس (ع)
.jpg)
پیش پای تو افتاد

تاسوعای حسینی
.jpg)
ساقی عطشان

دلنوشته ایی در باره تاسوعا و عاشورا

کرب بلا حلقه ذکر خداست

دررثاء حضرت ابوالفضل العباس (ع)

شهادت حضرت ابوالفضل العباس (ع)

.... تاکربلا

حضرت ابوالفضل العباس (ع)
تشنه بودم. لبانم چون پوست خرمای خشکیده بود. ما - مردان سپاه کوچک حسین - همه این چنین بودیم. دیرزمانی بود که آب مشکها را بین کودکان و مادران شیرده، تقسیم کرده بودیم. عباس بن علی در این کار از همه سبقت گرفته بود. اکنون چشمانش بی رمق و صدایش گرفته بود. بی شک تشنگی، بیش از همه ما بر کام او نیش می زد......

نه شجاعتِ دور از وفاداری ارزشمند است، نه از وفای بدون شجاعت كاری ساخته است. راه حق،انسانهای مقاوم و نستوه و عهد شناس و وفادار ميطلبد. میدانهای نبرد، سلحشوری و شجاعتِ آمیخته به وفاداری به راه حق و ارمان والا و رهبر معصوم لازم است و اینها همه دربالاترین حدّ در وجود فرزند علی(ع) جمع بود. عباس از طرف مادر از قبیلة شجاعان و رزم آوران بود، از طرف پدر هم روح علی را در كالبد خویش داشت. هم شجاعت ذاتی داشت، هم شهامتِ موروثی كه معلول شرایط زندگی و محیط تربیت بود و بخشی هم زاییدة ایمان و عقیده به هدف بود كه او را شجاع ميساخت.....
هم چهرة عباس زیبا بود، هم اخلاق و روحیاتش. ظاهر و باطن عباس نورانی بود و چشمگیر و پرجاذبه. ظاهرش هم آیینة باطنش بود. سیمای پر فروغ و تابندهاش او را همچون ماه، درخشان نشان ميداد و در میان بنی هاشم، كه همه ستارگانِ كمال و جمال بودند، اباالفضل همچون ماه بود؛ از این رو او را «قمر بنی هاشم» میگفتند........


متن ادبی در باره آقا ابوالفضل العباس(ع)
.... پسركي كه از صبح در ظرف بزرگي آب يخ هديه ميداد در خواب رفته؛
در ميدان سبز سقاي كربلا!
دستفروشي تنها در كنارة ميدان نشسته
چه ميفروشد، نميدانم. اما، پيداست كه خود خريدار است ....

- خيره به گنبد مىشوى. اشكى از لاى پلكهاى بستهات بيروت مىجهد و از گونهات سرازير و در انبوه محاسن مشكىات محو مىشود. بغض گلو را فرو مىدهى. لبهايت به آرامى مىجنبد:
- مادرم گفته هركى مهمون حرمت بشه دست خالى بر نمىگرده! .......

برخيز كه پور مرتضى مى آيد
سر لشكر شاه كربلا مى آيد
عباس كه انتظار او داشت حسين
امروز به صد شور و نوا مى آيد

حضرت ابالفضل العباس علیه السلام

طلوع ماه مدینه
حضرت اباالفضل العباس علیه السلام فرزند فاروق اعظم امیرالمؤمنین علی علیه السلام در چهارمین روز از شعبان المعظم سال 26 هجری قمری، دیده به جهان گشود. میلاد عباس، نوری دیگر به این هستی بخشید و دل های شیفتگان امیرالمؤمنین علی علیه السلام از شور و عشق، لبریز گشت. چهره علاقه مندان اهل بیت علیهم السلام را شبنم شادی فراگرفته بود و هریک برای دیدار نو رسیده ی مولای خویش بر یکدیگر، پیشی می گرفتند. هنگامی که نسیمِ اذان و اقامه بر روان پاک و سپید این طفل نیک بخت فرو نشست، صدّیق اکبر امیرالمومنین علی علیه السلام با واژه ای مهرآفرین، نام فرزند خود را عباس نهاد. عباس یعنی شیر بیشه شجاعت و قهرمان میدان نبرد.
شعر خداوند ادب
شعر مظهر عشق و محبت